|
نقص شنوايي
دکتر سروش پيام يار
گوش، حلق و بيني
بسياري از کودکان و نوجوانان دچار از دست رفتن خفيف تا متوسط شنوايي چه به علت تشخيص داده نشدن اختلال و چه به علت ارزش ندادن کامل به عواقبي که اين مسأله در پي دارد آنچنانکه لازم است کمک نميشوند.
مسألهي از بين رفتن يا کمبود خفيف شنوايي،يک بيماري خوش خيم و نيز تناقضي موجود است که بايد تحت درمان قرار گيرد. اعتقاد بر اين است که تعداد زيادي از کودکان دچار اين کمبود هستند که به آن اهميت داده نميشود.
در عين حال که کمبود شديد تا عميق شنوايي معمولاً نوعي کمبود حقيقي شنوايي تلقي ميشود ولي بسياري از مردم تصور ميکنند که افراد دچار کمبود خفيفتر به واقع علتي براي دلشوره و ناراحتي ندارند.
اما، حتي از دست رفتن خفيف شنوايي، اگر برطرف نشود ممکن است به طور مشخص بر رشد تحصيلي و اجتماعي کودک تأثير بگذارد. اين عده،افرادي هستند که دچار مقدار کمي مشکل هستند ولي اين مشکل، کاملاً مشخص نميشود. اين کودکان معمولاً از غربالگري موفق بيرون ميآيند.
وقتي والدين و پزشکان به کلمهي خفيف برميخورند تصور ميکنند که اين کمبود اهميتي ندارد ولي اين نوع کمبود شنوايي در کودک خردسالي که زبان ياد ميگيرد بيش از حد اهميت دارد و بايد به آن توجه شود. البته در موارد کمبود به جاي ذکر شدت آن بايد گفته شود «بيرون از حدود طبيعي» يا در «محدودهي طبيعي» و به اين ترتيب از کلمهي خفيف که تصوير باليني راتيره ميکند پرهيز شود.
با برنامههاي غربالگري که در بعضي کشورها جامهي عمل به خود پوشيده است برنامههاي غربالگري شنيداري نوزادان انجام ميشود و شيرخواران دچار مشکلات شديد شنيداري مشخص خواهند گرديد.
اما ممکن است در غربالگري نوزاد اختلاف خفيفتر مشخص نشود و در صورت وجود، مورد پيگيري قرار نگيرد. معمولاً گفته ميشود که به طور متوسط 50 تا60% نوزاداني که از غربالگري نوزادان رد ميشوند با ارزيابي تشخيصي پيگيري نميگردند که اين خود مسألهيي رعب آور است. البته اگر چه تمامي اين کودکان دچار کمبود شنوايي نيستند ولي نسبتي از اين افراد به کمبود شنوايي دچار ميباشند که حاکي از به ديدهي اغماض نگريستن اختلالات خفيف تا متوسط است.
افزون بر اين، مقدار فزايندهيي از موارد کمبود شنوايي خفيف تا متوسط ناشي از صدا اکنون در کودکان بزرگتر و نوجواناني تشخيص داده ميشود که تستهاي شنيداري طبيعي در زمان تولد داشتهاند. با وجودي که والدين، پزشکان و مدارس ممکن است از شبکههاي ايمني نظري براي جستجوي مشکلات خفيف تا متوسط شنيداري برخوردار باشند ولي تشخيص اين نوع کمبودهاي شنيداري الزاماً به درمان آنها منتهي نميشود.
از نتايج يک بررسي که در انستيتوي شنوايي بهتر انجام شده است، تخمين زده ميشود که 4/1 ميليون جوان آمريکايي زير 18 سال سن داراي تشخيص کمبود شنوايي هستند ولي فقط 12% از وسايل کمکي شنوايي استفاده ميکنند (Hearing Review, 2005;12:16-9)
و نتايج يک بررسي تازهتر نشان ميدهد افرادي که از وسايل کمکي شنيداري استفاده نميکنند کمتر از افرادي که دچار اختلال شديد هستند به اختلال خفيف تا متوسط دچارند. طي يک بررسي شامل 274 نفر دچار اختلال شنوايي وابستهي جوانتر از 21 سال، در مقايسهي 225 نفر که از وسايل کمکي شنوايي استفاده نميکردند (سن متوسط 12 سال) و 49 نفر (سن متوسط 13سال) که از اين وسايل استفاده ميکردند مشخص شد که 82% از آنها که از اين وسايل استفاده نميکردند دچار کمبود خفيف تا متوسط بوده و فقط 49% از استفاده کنندگان دچار کمبود خفيف بودند.
Hearing Review, 2007;14:10-36
طبقهبندي کمبود در دستهي خفيف، سبب ميشود تا در اين مورد کاري انجام نشود. تعدادي علل قانوني در مورد عدم استفادهي وسايل کمکي وجود دارد که از جمله ميتوان کري عميق را نام برد و در اين مورد ترجيح داده ميشود از زبان مخصوص استفاده گردد و يا اختلال گذرا به علت عفونت گوش و يا ميل به ساير اشکال تقويت صدا مانند FM يا سيستمهاي صوتي ميداني يا انواع اختصاصي کمبود شنوايي که نميتوان از وسايل کمکي در آنها استفاده کرد.
در سنجش انستيتوي شنوايي بهتر، با وجودي که 76% والدين «شدت يا طبيعت منحصر به فرد کمبود شنوايي» را به عنوان يکي از علل عدم پذيرش وسايل کمکي ذکر کردهاند و 80% افراد گفته بودند از توصيههاي يک حرفهيي در اين مورد پيروي کردهاند، 84% عللي مبني بر به حداقل رساندن کمبود شنوايي را ذکر کرده بودند، از جملهي اين علل ميتوان ارجحيتهاي بيشتر (19%) اعتقاد به اينکه کمبود شنوايي کودک سبب اختلال در زندگي نميشود (49%) و اعتقاد به اين مسأله که کمبود شنوايي کودک در بسياري موارد «خوب است» (58%) را نام برد.
در اين موارد ميتوان کوتاهي قابل توجه از جانب والدين و احتمالاً جامعهي پزشکي و به ويژه متخصصان اطفال را مشاهده کرد. بخشي از اين کوتاهي به علت اشتباه در مورد فرصتهاي درماني، فقدان اطلاعات، آگاهيهاي غلط داده شده به والدين و غمگنانه، جهل، بيتوجهي و انکار را نام برد.
بسياري از کودکان دچار کمبود شنوايي خفيف تا متوسط و نيز والدينشان، اهميت وخامت اين اختلال را نميدانند.
کودکاني که دچار حداقل کمبود شنوايي هستند به ويژه اگر قبلاً رشد زبان خوبي داشته باشند ميتوانند سر هم بندي کنند و ممکن است در جملات يک لغت کليدي را حذف کرده و با اين وصف پيش بروند و به اين ترتيب اين کودکان اگر چه پيشرفت خواهند داشت ولي در مدرسه با مشکل رو به رو خواهند شد و به علت آنکه کودکاني هستند که عکسالعمل عجيب دارند ممکن است دچار بعضي مشکلات رواني اجتماعي باشند و يا به اين مشهور شوند که اندکي نامتعارف يا اندکي مخصوص هستند.
در واقع، طبق سنجش BHI در مورد والدين، 77% گفته بودند که کودکشان به علت کمبود شنوايي در زمينهي مهارتهاي اجتماعي (52%)، کلاسهاي دبستان (50%) رشد سخن گفتن و زبان (51%)، سلامت عاطفي (42%)، روابط با همسالان (38%)، اعتماد به نفس (37%) و روابط خانوادگي (36%) دچار اختلال هستند.
پزشکان مراقبت اوليه در سنجش و درمان کمبود خفيف تا متوسط شنوايي تأثير فراوان دارند. وقتي مشکل شنوايي وجود دارد، اين گروه بايد بتوانند مشکل را شناسايي کنند. مسألهي ارزشيابيهاي شنوايي چيزي بيشتر از سوال «آيا صداي مرا ميشنويد» است که البته اين آزمون کافي نيست.
شنوايي داراي دو جز متفاوت است: اول آگاهي به صدا و دوم درک آن است. بسياري از افراد دچار کمبود شنوايي، اگر چه خفيف،ممکن است صدا را بشنوند ولي کلمات را سوء تعبير کنند. بنابراين اگر پزشک از طريق والدين به وجود اختلال آگاه نشده باشد، بيمار بايد تست اوديولوژي شود.
افزون براين ديژيتالي شدن وسايل کمکي امکان کمک بيشتر به افراد دچار اختلال شنوايي را فراهم آورده است.
افراد دچار کمبود شنوايي خفيف تا متوسط در تلفظ حروف صامت و با فرکانس بالا دچار مشکل هستند. در گذشته، پيش از به بازار آمدن وسايل کمکي ديژيتال، در تقويت اين حروف مشکل وجود داشت. اما با تکنولوژي ديژيتال، ميتوان فقط فرکانسهاي بالاتر را تقويت کرد.
اما، حتي با توجه به پيشرفت در زمينهي جستجو و درمان، خبرگان معتقدند که بسياري از افراد دچار اختلال خفيف تا متوسط ترجيح ميدهند به جاي استفاده از وسايل کمکي شنوايي که از بيرون معلوم است با کمبود شنوايي خود مبارزه کنند.
وقتي دختري را ميبينيم که موهاي خود را بسته و از سمعک قرمز روشني استفاد کرده، ميتوان بسيار خوشحال شد زيرا رفتار اين دختر نشانهي آن است که ميگويد من نقص شنوايي دارم و همينم که هستم و اينگونه افراد در واقع بهترين افراد هستند. کودکان و بزرگسالاني که در مخفي داشتن وسايل کمکي شنوايي وسواس دارند و ميکوشند سر هم بندي کنند بازندهاند زيرا زماني فرا ميرسد که سرهم بندي ديگر امکان ندارد.
|