|
عوارض جانبي داروهاي ضدميکربي
دکتر سنبل طارميان
عفوني
طي تحقيقات اخير ثابت شده است که سالانه در ويزيتهاي بخش اورژانس 142000 واکنش ناگوار نسبت به عوامل ضد ميکربي ايجاد ميشود و بالاترين نرخ در اين مورد مربوط به کودکان زير يک سال است. اين مسأله بايد سبب شود تا ارائه دهندگان خدمات درماني حداکثر احتياط را ضمن تجويز اين گونه داروها اعمال دارند.
طي يک بررسي دراين زمينه که نتايجش به اجلاس سالانهي آکادمي طب اطفال گزارش شد ازاطلاعات سورويلانس نمونهي ملي براي تخمين ميزان بروز حوادث ناگوار ناشي ازمصرف آنتيبيوتيکهاي سيستمي استفاده شده ونتايج برحسب دستهي آنتيبيوتيک، داروي خاص و نوع رويداد ناگوار مقايسه شده بود.
(Clin Infect Dis 2008; 47:735-43)
قريب نيمي از ويزيتهاي بخش اورژانس که به رخدادهاي ناگوار داروهاي ضد ميکربي نسبت داده ميشوند، واکنش نسبت به پنيسيلين ونيمي ديگر واکنش نسبت به عوامل متعدد ديگر است.
باوجودي که تنها 6% ويزيتهاي بخش اورژانس به شيرخواران کمتر از 1سال مربوط ميشود ولي بعد ازکنترل کثرت تجويز، نرخ ويزيتهاي مربوط به رخدادهاي ناگوار مرتبط باداروهاي ضد ميکربي دراين گروه سني در بالاترين حد خود بوده است.
آشکار است که واکنشهاي ناگوار مربوط به داروهاي ضدميکربي مسألهي بسيارمهمي است. اين يافتهها به ياد ميآورد که پيش ازتجويز آنتيبيوتيک به بيماران، بايد بعضي اصول زمينه ساز را درنظر گرفت.
نخست بايد ازخود پرسيد آيا واقعاً بيمار به درمان نياز دارد زيرا هرگز هيچ درماني مطمئن تر از درمان ديگر نيست.
دوم آنکه، پيش ازانتخاب دارو، عامل را بايد مشخص کرد و به اين ترتيب ميتوان باريکترين طيف وکم خطرترين داروي احتمالي را انتخاب کرد.
اکثريت واکنشهاي ناگواري که در بررسي انجام شده مشاهده گشت (حدود 80%) از نوع واکنش هاي آلرژيک بودند که از راش تا آنافيلاکسي متغير بود و باقي واکنشها مربوط به توکسيسيته بودند.
با توجه به واکنش هاي آلرژيک، واکنشهايي که بيشتر ناراحت کننده است و به ويژه با پنيسيلين و سفالوسپورينها، واکنش هايي است که با واسطهي IgE ديده ميشوند و در اوايل سير درمان با آنتيبيوتيک بروز ميکنند ولي بسياري ازموارد مشاهده شده که بيشتر راشهاي ماکولوپاپولار و موربيليفورم هستند با واسطه IgE به وجود نميآيند.
درمورد واکنشهاي توکسيک، بخش اعظم توکسيسيتهي مشاهده شده، مرتبط با تجويز دوز آنتيبيوتيکي بوده است که بيش ازمقداري است که ميزان خاص توان تدبير آن را دارد. گاهي دوز تجويز شده درست نيست و يا درصد به کار رفته اشتباه است ولي دربسياري موارد بااختلال متابوليسم مرتبط است. به اين معني که کودک دچار سوء کار کليه يا سوء کار کبد است و نميتواند به درستي دارو را متابوليزه کند.
ساير واکنشهاي ناگوار، عوارض جانبي به شمار ميروند. به عنوان مثال، در بعضي بيماران ضمن مصرف اريترومايسين،درد معده ديده ميشود.
عوارض جانبي با واسطهي IgE به وجود نميآيد يا مرتبط با حد توکسيک نيستند. اما اين حالات اتفاق ميافتد و به همين علت است که گرفتن سابقهي کامل، اهميت بسيارپيدا ميکند.
واکنشهاي ناگوار همراه موارد ژنتيک گاهي ايجاد ميشود. به عنوان مثال دربيماران HIV، ميدانيم که هر شخص به گونهيي متفاوت ايزونيازيد را متابوليزه ميکند. افرادي که در دستهي متابوليزه کردن آهسته قرارميگيرند ممکن است ايزونيازيد را انبار کنند وبه نوروپاتي دچار شوند.
سرانجام، بيماريهاي زمينه ساز نيز ممکن است در بروزواکنشهاي ناگوار آنتيبيوتيکها سهم داشته باشند. بيماران مبتلا به فيبروز کيستيک بيشتر ازساير بيماران دچار واکنشهاي آلرژيک ميشوند که اين امر ممکن است با بيش فعالي سيستم ايمني بيمار مرتبط باشد. همين مورد در بيماران HIV نيز صادق است.
آگاهي به انواع واکنشهاي ناگواري که ممکن است با داروهاي ضد ميکربي متفاوت اتفاق افتد در تدبير بيماران اهميت کامل دارد.
با توجه به طبقات مختلف دارويي و واکنشهاي اختصاصي دارويي بايد بعضي موارد مهم را در نظر داشت.
بقيه در شماره آينده
|