|
تازههاي پزشکي امروز
افزايش احتمال سياه سرفه
والدين معمولاً ميپرسند آيا عدم انجام ايمونيزاسيون واقعا سبب افزايش احتمال بيماريهاي قابل پيشگيري با واکسن در کودکان ميشود؟ براي يافتن پرسش، محققان در 156 کودک يک بررسي مورد شاهد با سياه سرفهي تائيد شده با کشت (2 ماهه تا 18ساله) انجام داده و اين عده را با 595 شاهد تطبيق داده شده و غيرانتخابي بدون سياه سرفه مقايسه کردهاند که بين 1996 تا 2007 به يک برنامهي دائمي کنترل سلامت رجوع کرده بودند. با بازبيني کارت واکسيناسيون تاريخ واکسن زدن و نپذيرفتن واکسن به دست آمد. در مجموع، 12% موارد انجام واکسيناسيون را نپذيرفته بودند. اين مقدار در گروه شاهد 5/0% بود.
Pediatrics 2009 Jun; 123:1446
بلوک دهليزي بطني درجه اول
معمولاً تصور ميشد بلوک دهليزي بطني (AV) درجه اول (يعني فاصلهي PR بيش از 200 ميليثانيه) خوشخيم است ولي اطمينان از اين امر حاصل بررسيهاي انجام شده در مردان جوان سالم است. طي يک بررسي همنواي جامعه نهاد، براساس اطلاعات حاصل از بررسي فرامينگهام، 124نفر(6/1%) از 7575 بزرگسال باسن متوسط 47 سال در الکتروکارديوگرام آغازين داراي بلوک AV درجه اول بودند. در طول قريب 36 سال پيگيري، در 481 نفر فيبريلاسون دهليزي (AF) به وجود آمد و در 124 نفر پيس ميکر کاشته شد و 1739 نفر درگذشتند.
نسبت تصادفي تطبيق داده شده با چند متغير در افرادي که دچار بلوک AV درجه اول و بدون آن بودند در مورد AF برابر 06/2 و در مورد کاشت پيس ميکر 89/2و در مورد تمام علل مرگ و مير برابر 44/1بود. تمامي اين احتمالات قابل توجه بود.
JAMA 2009 Jun 24;301:2571
افزودن بازه زندگي
مهار راهگذر پيامدهنده و حساس به مواد مغذي mTOR چه از راه ژنتيک و چه از طريق فارماکولوژيک، سبب گسترش بازهي زندگي life span در بيمهرگان ميشود. يک گروه از چند موسسه در ايالات متحده موشها را با rapamycin تغذيه کردند، اين ماده، ملکولي است که داراي خواص آنتينئوپلاستيک است و راهگذر mTOR را مهار ميکند.
تغذيه با راپامايسين که با گذشت حدود 70% از بازهي زندگي موشها آغاز شده بود، سبب افزايش حدود 30% بازهي زندگي life span موشها شد. وقتي در گروه دوم موشها تغذيه با راپامايسين بعد از گذشت ربع زندگي آغاز شد، آثار افزايش طول عمر راپامايسين باز هم بيشتر بود. در سويههاي متفاوت موش (در هر دو جنس) و درسه آزمايشگاه متفاوت نيز نتايج مشابه به دست آمد که حاکي از قابل تعميم بودن اين نتايج است. اين محققان ميزان شيوع بيماريهاي همراه باسن را در دو گروه گزارش نکردهاند.
Nature 2009 Jul 8; [e-pub ahead of print]
محدوديت کالري و طول عمر
محدود کردن کالري حدود 30% روزانه سبب افزايش بازهي زندگي در بسياري از حيوانات ساده و بسياري از پستانداران شده و نيز از احتمال بروز بيماريهاي همراه افزايش سن به ويژه ديابت، سرطان و بيماري قلب و عروق ميکاهد. اين تاثير محدوديت کالري در نخستينيان به اثبات نرسيده بود.
يک گروه پژوهشي دانشگاه ويسکانسين به صورت غيرانتخابي، ميزان کالري مصرفي 76 ميمون رزوس را محدود کردند ولي به آنها رژيم مغذي (گروه CR) يا رژيم شاهد دادند. بعد از 20 سال، ميمونهاي شاهد به علت بيماريهاي ناشي از افزايش سن، سه برابر بيشتر از ميمونهاي CR در گذشتند. در ميمونهاي CR، نرخ سرطان و بيماري قلب و عروق نيز تا 50% کمتر بود. افزون بر اين در 42% ميمونهاي شاهد و نه گروه ميمونهاي CR، دچار پيش ديابت يا ديابت شدند. همان طور که انتظار ميرفت، در ميمونهاي CR، حساسيت به انسولين، پائينتر بودن وزن بدن، بسيار کمتر بودن حجم چربي و کندتر بودن سيرکاهش تودهي عضلاني ديده ميشد. همچنين در اين گروه مادهي خاکستري مسوول وظايف اجرايي بيشتر حفظ شده بود.
Science 2009 Jul 10;325:201
مصرف آسانتر ليراگلوتيد
اينکرتين ميمتيکها incretin mimetic سبب تحريک ترشح انسولين مرتبط با گلوکز ميشوند و در بيماران مبتلا به ديابت نوع دوم سبب کاهش اشتها ميگردند. اگزناتايد (Byetta) Exenatide تنها داروي تائيد شده از اين گروه توسط FDA است و دو بار در روز تزريق ميشود. اکنون، اين دارو را با داروي ديگري به نام liraglutide مقايسه کردهاند که يک داروي اينکرتين ميمتيک تحقيقاتي است و روزي يک بار تزريق ميشود. اين کارآزمايي با حمايت مالي کارخانهي سازندهي ليراگلوتايد انجام شده است.
محققان به صورت غيرانتخابي 464 بيمار مبتلا به ديابت نوع دوم کنترل نشده (به رغم درمان با حداکثر دوز قابل تحمل متفورمين، سولفونيل اوره يا هر دو) را تحت درمان با ليراگلوتايد زيرجلدي يک بار در روز يا اگزناتايد دو بار در روز به مدت 26 هفته قرار دادند. در مقايسه با بيماراني که از اگزناتايد استفاده ميکردند، در گروه ليراگلوتايد، متوسط کاهش هموگلوبين گليکوزيله بيشتر بود و با احتمال قابل توجه زيادتر به حد کمتر از 7% ميرسيدند. متوسط کاهش وزن و تعداد آثار ناگوار در هر دو گروه مشابه بود.
Lancet 2009 Jul 4;374:39
ارزش کلسيم کرونر
افزايش امتياز کلسيم کرونر با بار بيشتر بيماري آتروسکلروتيک همراه است.براي تعيين اين مساله که آيا فقدان کلسيم که در توموگرافي کامپيوتري تشخيص داده ميشود سبب شناسايي جمعيت کم خطر از نظر رخدادهاي ناگوار قلب ميگردد، محققان آمريکايي يک متاآناليز شامل 49 مقاله انجام دادهاند. در اين مقالات ارزش پيش آگهي و تشخيصي کلسيفيکاسيون شريان کرونر مورد بررسي قرار گرفته است.
در 13 بررسي که شامل 65.000بيمار بدون علامت بود، 25.903 نفر داراي کلسيفيکاسيون سرخرگ کرونر نبودند، تنها 146 نفر از اين بيماران (6/0%) در طول متوسط پيگيري 15ماهه دچار رخدادهاي ناگوار قلب شدند. در 7 بررسي شامل همنواهاي علامتدار، 17 نفر از 921 بيمار (8/1%) بدون کلسيفيکاسيون سرخرگ کرونر در طول متوسط پيگيري 42 ماهه داراي رخدادهاي ناگوار قلب بودند.
JACC Cardiovasc Imaging 2009 Jun; 2:689
پرداخت براي انجام کار
به سال 2004، انگليس از برنامهي پرداخت براي انجام کار (P4P) براي طب خانواده استفاده کرد. براي 136 شاخص متفاوت مراقبت با کيفيت بالا پرداختهاي اساسي انجام شد.
پژوهشگران پروندهي ثبت شدهي 42 مورد را به عنوان نماينده به مدت 2 سال پيش از شروع سيستم P4P و 2 سال پس از آغاز آن بازبيني کردهاند. امتيازهاي کيفيت براي آسم، ديابت و بيماري کرونر قلب در دورهي ارزيابي پيش از P4P افزايش داشت. در دورهي ارزيابي بعد از P4P، امتيازها رو به افزايش بود ولي سرعت کندتري داشت. اما امتيازها پس از شروع P4P امتيازهاي بيماري کرونر افزايش نيافت. پژوهشگران تغييري در نحوهي درک بيمار در دسترسي به مراقبت يا جنبههاي بين شخصي مراقبت پس از شروع P4P نيافتند. براي هر يک از سه بيماري هدف، پس از شروع P4P، نوعي روش اختصاصي کيفيت مراقبت وجود داشت که مورد تشويق قرار نگرفته بود و نيز از يک جهت، تداوم مراقبت نيز کاهش يافته بود.
N Engl J Med 2009 Jul 23;361:368
عوامل خطرساز TB
سل ريهي کاملا مقاوم به دارو (XDR-TB) براي کنترل سل تهديدي جهاني به شمار ميرود. براي شناسايي عوامل خطرساز ايجاد XDR-TB محققان يک برنامهي ملي اطلاعاتي را مورد بررسي قرار دادهاند که از درمان تمامي موارد سل در استوني به دست آمده بود. قريب 1200 نفر که دچار سل ريهي تائيد شده با کشت و خاصههاي باليني يا راديوگرافيک بيماري فعال بودند از 2003 تا 2005 تحت درمان قرار گرفتند600 نفر از اين بيماران دچار XDR-TB (يعني مقاوم به ايزونيازيد و ريفامپيسين و مقاومت به هر نوع فلوروکينولون و حداقل يکي از سه داروي تزريقي کاپرئومايسين، کانامايسين يا آميکاسين (TB)) بودند. در آناليزهاي تطبيق داده شده از نظر ويژگيهاي دموگرافيک، اجتماعي اقتصادي و مرتبط با TB و از نظر وضعيت HIV، عوامل خطرساز XDR-TB عبارت بودند از انجام درمان ضدسل در گذشته، عفونت HIV، بيخانماني و استفاده از الکل.
Ann Intern Med 2009 Jun 2;150:766
کنترل شديد گلوکز
در ICUهاي بزرگسالان،درمان فشرده با انسولين مورد اتفاقنظر نيست، کارآزمايي غيرانتخابي با پيامدهاي بسيار تاثيرگذار اصولاً شامل بيماران جراحي قلب بوده است. در ICUهاي اطفال، هيپرگليسمي با پيامدهاي ناگوار همراه بوده است ولي کارآزمايي غيرانتخابي شدهي درمان فشرده با انسولين انتشار نيافته است.
محققان در يک ICU اطفال در بلژيک به صورت غيرانتخابي 700 کودک (45% کمتر از يک سال، 75% بهبود يافته پس از جراحي قلب) را تحت درمان فشرده با انفوزيون انسولين يا درمان استاندارد قرار دادند. گلوکز خون سرخرگ هر 1 تا 4 ساعت اندازهگيري ميشد، دوز انسولين، گلوکز کمکي براي هيپرگليسمي و تغذيه برحسب پروتکل مشروح تدبير شد.
در مقايسه با بيماراني که از درمان استاندارد استفاده کردند، در افرادي که از درمان فشرده با انسولين استفاده کرده بودند، مدت اقامت در ICU کوتاهتر، تعداد عفونتهاي ثانويه کمتر، التهاب با اندازهگيري پروتئين واکنشي C اندکتر و مرگ کمتر بود. در گروه درمان فشرده، هيپوگليسمي بسيار بيشتر اتفاق افتاد ولي پس از تطبيق از نظر ساير عوامل، احتمال بيشتر مرگ و مير در بيماران دچار رويدادهاي هيپوگلسيميک ديده نشد.
Lancet 2009 Feb 14; 373:547
پستانک و شيرمادر
استفاده از پستانک از نظر سندرم مرگ ناگهاني شيرخوار، خطر کمتري دارد. به اين جهت آکادمي طب اطفال آمريکا (AAP) اکنون توصيه ميکند والدين بايد در زمان عوض کردن قنداق و به خواب رفتن در شير مادرخواران از پستانک استفاده کنند ضمن آنکه استفاده از پستانک را تا زماني که شير خوردن از پستان مادر جا بيفتد به تاخير اندازند. براي مشخص کردن اين نکته که آيا استفاده از پستانک بر شيرخوردن نوزاد تاثير ميگذارد، پژوهشگران به صورت غيرانتخابي تعداد 1021 شيرخوار سالم فول ترم را در آرژانتين در سن 2 هفتگي به دو گروه تقسيم کردند و به يک گروه پستانک دادند. در تمام شيرخواران، تغذيه با شيرمادر انجام شد و تمامي مادران قصد داشتند حداقل به مدت 3 ماه به کودک شير بدهند. والدين گروه پستانک، تعداد 6 پستانک و يک راهنماي کتبي دريافت داشتند. والدين گروه ديگر اطلاعاتي در مورد روشهاي آرام کردن گريه کودک بدون استفاده از پستانک دريافت داشتند.
براساس گزارش مادران، شيرخواران گروه پستانک بيش از شيرخواران گروه ديگر تا سه ماه از پستانک استفاده نمودند. فراواني تغذيه انحصاري از شيرمادر تا سه ماه در هر دو گروه 86% بود. متوسط مدت هر بار تغذيه نيز در طول مدت 12 ماه پيگيري مشابه بود.
J Pediatr 2009 Sep; 155:350.el |