|
از خطير تا خطير
به انگيزه سالروز درگذشت پروفسور يحيي عدل
دکتر عبدالحميد حسابي
جراح
خاطرهيي از پرفسور عدل اسطوره فنا ناپذير جراحي ايران
شادروان دکتر حسام علاءالدين خطير که در شهريور ماه 1388رخ در نقاب خاک کشيد در سال 1378 کتابي به رشتهي تحرير در آورد با نام «پستان و بيماريهاي آن» در 1068 صفحه که حدود سي تن از استادان دانشکدههاي پزشکي در تهيه و تنظيم آن شرکت داشته و هريک بخشي از آن را نوشته بودند. حقير هم که در زمرهي اين نويسندگان بودم بخش دردهاي پستان را نوشتم و در تدوين کتاب هم کم و بيش دخالت داشتم...
بعد از اتمام و آماده شدن چاپ، آقاي دکتر خطير با من مشورت کرد که اگر بخواهد تقريظي بر اين کتاب نگاشته شود چه کسي را انتخاب کند و خودش چند اسم را ارائه کرد که از جملهي اين اسامي نام پرفسور عدل و دکتر سيروس اصانلو هم نوشته شده بود. من نه به خاطر عرق سينائي بودن و ارادت بي پايان به پرفسور عدل، بلکه با اين استدلال که بيماريها و جراحيهاي پستان بيشتر در حيطهي کار جراح عمومي است ضمن ارج نهادن به پيشگاه استاد دکتر سيروس اصانلو - که به خود من محبت ديرينه داشته است - براي نوشتن مقدمهي کتاب، پرفسور عدل را توصيه کردم...
به هر صورت دکتر خطير بعد از مشورت با عدهيي ديگر از همکاران بالاخره پرفسور عدل را انتخاب کرد و هنگاميکه براي مطرح کردن اين خواسته به حضور ايشان رفت، براين نکته تأکيد نمود که چون اين کتاب يک کار دسته جمعي است براي ارج نهادن به تمامي نويسندگان اين مجموعه از آقاي پرفسور عدل درخواست کرد که در اين تقريظ نامي از او و تمجيد از کاري که کرده است برده نشود....
... و استاد توصيه دکتر خطير را ميپذيرد ولي با هنرمندي خاصي که فقط از استادان بزرگ برميآيد نام خطير را ميآورد، به گوشهيي از اين مقدمه توجه فرمائيد:
«... کتاب حاضر تحت عنوان پستان حاصل کوشش تني چند از پژوهشگران است که در کنار هم و با هم ابعادي از ابعاد گوناگون اين پديدهي شگرف را عرضه داشتهاند. آگاهي از ساخت اين عضو و چگونگي نقش آن و بيماريهاي آن در زندگي از جمله مسائلي است که بايد پزشکان بياموزند.
کتاب پستان خوشبختانه به اين امر مهم پرداخته و اذعان ميدارم که تاحد والايي از عهدهي اين مسووليت خطير برآمده است...
و حالا شما جملهي آخر را بعد از مکثي به دنبال مسووليت دوباره بخوانيد:
«.... اذعان ميدارم که تا حد والايي از عهدهي اين مسووليت، خطير برآمده است...»
کجايند آنها که ادعا ميکردند پرفسور عدل به خاطر اقامت طولاني در فرانسه از فرهنگ و ادب ايران زمين دور مانده است؟ |